برای نوشتن تکالیف خانم معلمشون گفته که ساعت بذارین و از 1 ساعت بیشتر نشه...
طاها هم که حدود 3 ساعت نوشتنش طول میکشه و حسابی با اعصاب من بازی میکنه...اما در کنارش کلی باهاش حال میکنم و با هم میخندیم.
به طاها گفتم وقتت گذشته گفت نمیشه ساعت رو به عقب برگردونی گفتم نه..گفت چرا میشه.غقربه هاشو بر میگردئنی عقب وقت به عقب برمیگرده.
دلم میخواد دنیای بچگیش حالا حالا ها تموم نشه تا پسرم به سختی ها وارد نشه.دلم میخواد همیشه همینجور شاد و بی خیال بمونه.......و همچنان فکر کنه که وقت به عقب بر میگرده
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۴ ساعت 23:39 توسط سمیرا
|
اینجا وبلاگ پسر عزیزمه که 2 تا هم اسم داره. طاها و ارنیا.دلم میخواد تا اونجایی که عمر بهم اجازه میده واسش همه کار بکنم.اینجا هم میام براش از خاطره هاش میگم تا یه روز خودش بیاد و بنویسه و بخونه و بدونه که خیلی خیلی خیلی دوسش داشتم.